جونم مرخصی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۹:۷ ق.ظ توسط نازی
آقا چی میشه که وقتی میری واسه خرید همون اولش گند میزنی تو حال خودت و بقیه و بی خیال خرید میشی و برمیگردی !!
خدایا این اخلاق خوبو از من نگیر :دی
چقد خوبه که تو هستی
چقد خوبه تو رو دارم
چقد خوبه که از چشمات
می تونم شعر بردارم ..
به من بفهمون کجای سرنوشتم
دارم میرم جهنم یا راهی بهشتم
از این دو راهی، دل ِ خوشی ندارم
یا می خورم به پاییز یا می رسه بهارم
به رسم ابرها همش تبعید می شم
با هیچ کوهی سر سازش ندارم
یه موجم که با دریا قهر کرده
بدون تو من آرامش ندارم
گمت کردم ولی غافل از اینکه
خدا با این بزرگی گم نمیشه
مواظب بودی از دستت نیفتم
هوامو داری و داشتی همیشه
دارم نابود میشم دود میشم
بذار آتیش این دوری تموم شه
خودم دیدم همین نزدیکایی
نذار عمرم با جون کندن حروم شه ...