تو ...
سرشار از حس با تو بودنم
سرشار از با تو گفتن
در ازدحام باران و گریه و شبنم گم گشته ام
لحظه دیدار را می جویم
در عمق خاطراتم با تو سفر میکنم
می آیی تا باور کنم که هنوز هستی
باوری از جنس رویا
تو را در عمق لایه های خاطراتم پنهان کرده ام
می خواهم باشی
تو که نباشی پاییز دلگیر است ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۶ ب.ظ توسط نازی